تبلیغات
حسـابـداری(ACCOUNTING) - چكیده ای از حسابداری دولتی
حسـابـداری(ACCOUNTING)
بنام یگانه حسابداربی همتای عالم
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1389 توسط علیرضا حسینی | نظرات ()

        مدیریت فرآیند تصمیم گیری است و تصمیم گیری نیازمند اطلاعات است. از میان اطلاعات گوناگونی كه مدیران برای اخذ تصمیمات خود بدان نیازمندند، اطلاعات مالی جایگاه ویژه ای دارد، چرا كه اكثر قریب به اتفاق تصمیمات مدیران مستقیما آثار و پیامدهای مالی داشته و یا بطور غیر مستقیم وضعیت مالی موسسه را تحت تاثیر قرار می دهند. اطلاعات مالی و حسابداری ابزار ارزشمندی جهت تصمیمات مربوط به تامین، تخصیص و كنترل منابع اقتصادی در اختیار مدیران قرار می دهد.
       هر یك از دستگاههای اجرایی كشور عهده دار انجام برخی از وظایف دولت هستند و لذا برای ایفای وظایف محوله، بودجه ای در قالب اعتبار مصوب از محل بودجه كل كشور در اختیار آنها گذاشته می شود تا پس از تخصیص اعتبار و دریافت وجه از خزانه براساس مقررات موضوعه و جهت تحقق اهداف معین دستگاه آن را به مصرف برسانند.
     حسابداری فقط با وقایعی كه بتوان آن را با پول اندازه گیری كرد، سروكار دارد. باین ترتیب بسیاری از رویدادها و واقعیتهای مهم یك سازمان كه قابل بیان به زبان پول نیستند در دفاتر مالی آن ثبت و ضبط نمی شوند.





این مطلب گردآوری شده  جالب نتیجه تلاشهای فوق العاده آقای میر یونس حقی می باشد.مقدمه :

        مدیریت فرآیند تصمیم گیری است و تصمیم گیری نیازمند اطلاعات است. از میان اطلاعات گوناگونی كه مدیران برای اخذ تصمیمات خود بدان نیازمندند، اطلاعات مالی جایگاه ویژه ای دارد، چرا كه اكثر قریب به اتفاق تصمیمات مدیران مستقیما آثار و پیامدهای مالی داشته و یا بطور غیر مستقیم وضعیت مالی موسسه را تحت تاثیر قرار می دهند. اطلاعات مالی و حسابداری ابزار ارزشمندی جهت تصمیمات مربوط به تامین، تخصیص و كنترل منابع اقتصادی در اختیار مدیران قرار می دهد.
       هر یك از دستگاههای اجرایی كشور عهده دار انجام برخی از وظایف دولت هستند و لذا برای ایفای وظایف محوله، بودجه ای در قالب اعتبار مصوب از محل بودجه كل كشور در اختیار آنها گذاشته می شود تا پس از تخصیص اعتبار و دریافت وجه از خزانه براساس مقررات موضوعه و جهت تحقق اهداف معین دستگاه آن را به مصرف برسانند.
     حسابداری فقط با وقایعی كه بتوان آن را با پول اندازه گیری كرد، سروكار دارد. باین ترتیب بسیاری از رویدادها و واقعیتهای مهم یك سازمان كه قابل بیان به زبان پول نیستند در دفاتر مالی آن ثبت و ضبط نمی شوند.



حسابداری یك نظام اطلاعاتی مالی است:
       این نظام اطلاعات مالی مجموعه ای از روشها و قواعدی است كه از طریق آن اطلاعات مالی مربوط به یك موسسه، جمع آوری، طبقه بندی و به نحو قابل فهم و ساده ای در قالب گزارشهای مالی خلاصه و گزارش می شود تا بتواند در تصمیم گیریهای مدیران و در تحقق اهداف موسسه مورد استفاده قرار گیرند.
نتیجه آنكه حسابداری ابزار تصمیم گیری و مدیریت است و نظام حسابداری هر سازمان تابع نیازهای اطلاعاتی آن سازمان می باشد.

تعریف حسابداری دولتی:
     حسابداری دولتی نظامی است كه اطلاعات مالی مربوط به فعالیتهای وزارتخانه ها و موسسات دولتی را بمنظور تصمیم گیری صحیح مالی و كنترل برنامه های مصوب بودجه سالانه و منابع مالی مورد استفاده دولت، جمع آوری، طبقه بندی، تلخیص و گزارش می نماید.
    در تعریف بالا تاكید بر برنامه های مصوب سالانه و منابع مالی دولت شده است به دلیل آنكه كنترل بودجه و منابع مالی دولت از اصول بنیادین حساباری دولتی است.
در حسابداری دولتی مراحل حسابداری برای كنترل برنامه مصوب سالانه و نیز جلوگیری از تداخل منابع مالی مورد استفاده به كار گرفته می شود. پس كنترل بودجه از اصول بنیادی حسابداری دولتی است .

مشخصات یك موسسه دولتی:
موسسه دولتی بایستی حتما همه مشخصات ذیل را داشته باشد وگرنه موسسه دولتی نیست:
1-   تشكیلات و سازمان مشخصی داشته باشد.
2-   به موجب قانون تشكیل شده باشد.
3-   زیر نظر یكی از قوا باشد.
4-   عنوان وزارتخانه نداشته باشد.
شركت دولتی : به واحد سازمانی مشخصی گفته می شود كه با اجازه قانون تشكیل شده و بیش از پنجاه درصد از سرمایه آن متعلق به دولت باشد.

تفاوت سازمانهای انتفاعی و بازرگانی با سازمانهای غیر انتفاعی دولتی:
1-   انگیزه: هدف اصلی تشكیل سازمانهای بازرگانی عموما سود است اما سازمانهای دولتی بنا به ضرورتهای اجتماعی و قانونی تاسیس می شوند و سود نمی تواند انگیزه ای برای تشكیل آنان باشد.
2-   مالكیت: مالكیت سازمانهای دولتی اصولا عمومی است و سهامداران آن همه مردم كشور می باشند و مالكیت فردی یا بصورت سهام قابل خرید و فروش در سازمانهای دولتی وجود ندارد.
3-   منابع مالی :
                          در موسسات دولتی عموما از طریق مالیات تامین می شود.
                          در موسسات بازرگانی از طریق سهامداران خصوصی تامین می شود.
4-   در سازمانهای دولتی هزینه ها با درآمدها مربوط نیستند.
5-   هدف از وصول مالیات بیشتر توسط دولت تمركز ثروت نیست بلكه هدف توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی برای خدمات بیشتر به جامعه است.

 مقایسه حسابداری دولتی و حسابداری بازرگانی :
الف- موارد افتراق :
1-   صورتهای مالی آنها با هم متفاوت است چون انگیزه تاسیس سازمانهای بازرگانی تحصیل سود است و لذا صورت سودو زیان یكی از صورتهای مالی اساسی موسسات بازرگانی است، در حالیكه در حسابداری موسسات دولتی به صورت دریافت و پرداخت یا صورت درآمد و هزینه اكتفا می شود. همچنین در حسابداری بازرگانی، ترازنامه وضعیت دارائیها و بدهیها و حقوق صاحبان سهام را در یك تاریخ معین نشان می دهد، در حالیكه در حسابداری دولتی دارائیهای ثابت به محض خرید به حساب هزینه منظور می شوند و انعكاس آنها در ترازنامه میسر نیست لذا این ترازنامه نمی تواند وضعیت مالی موسسه را در یك تاریخ معین نشان می دهد.
2-   لزوم رعایت كنترل بودجه ای : در حسابداری دولتی نگهداری حساب درآمد و هزینه عمدتا به منظور كنترل بودجه مصوب صورت می گیرد، لذا اهمیت كنترل بودجه در سازمانهای دولتی كمتر از اهمیت اندازه گیری سود ویژه در حسابداری بازرگانی نیست. كنترل بودجه در موسسات بازرگانی به اندازه حسابداری موسسات دولتی قابل ملاحظه نمی باشد.
3-   لزوم نگهداری حسابهای مستقل : در حسابداری دولتی هر منبع مالی یك حساب مستقل محسوب و از نقطه نظر حسابداری مانند یك موسسه مستقل با آن برخورد می شود. لزوم نگهداری حسابهای مستقل موجب می شود كه سیستم حسابداری مورد استفاده متناسب با این ضرورت تغییر نماید. بنابراین حسابداری حسابهای مستقل در دولت با حسابداری بازرگانی تفاوتهایی دارد.
4-   تفاوت در نحوه ثبت دارائیهای ثابت: در حسابداری دولتی دارائیهای ثابت به محض خرید به حساب هزینه منظور می شوند در حالیكه در حسابداری بازرگانی دارائیها در موقع خرید به بهای تمام شده به حساب دارایی منظور می گردند و سپس به تدریج و براساس عمر مفید به حساب هزینه منعكس می شوند.
5-   تفاوت در مبنای حسابداری: در حسابداری دولتی مبنای نقدی یا نقدی تعدیل شده و یا نیمه تعهدی مورد استفاده قرار می گیرد لیكن در حسابداری بازرگانی به لحاظ رعایت اصل وضعیت هزینه های یك دوره از درآمدهای همان دوره فقط از مبنای تعهدی كامل استفاده می شود. در سیستم نقدی دریافت و پرداخت وجه مبنای ثبت درآمد یا هزینه است، در حالیكه در سیستم تعهدی كامل تحصیل درآمد یا تحقق هزینه مبنای ثبت درآمد یا هزینه در دفاتر می باشد و زمان دریافت و پرداخت وجه آنها مورد توجه قرار نمی گیرد.

كاربرد حسابداری دولتی:
1-   اطلاعات مفید و قابل اعتمادی را برای تعیین و پیش بینی ورود، خروج و مانده منابع مالی دولت تهیه و در دسترس مسئولین دستگاههای دولتی یا مسئولین ارشد مالی دولت قرار می دهد.
2-   اطلاعات مالی معتبری برای تعیین و پیش بینی وضعیت مالی دولت و واحدهای تابعه آن تهیه و در اختیار تصمیم گیرندگان قرار می دهد.
3-   اطلاعات لازم و مفیدی را برای برنامه ریزی، بودجه بندی، جمع آوری و پس از قابل استفاده نمودن آن در اختیار مسئولین رده های مختلف مدیریت دولتی قرار می دهند تا آثار تحصیل و مصرف منابع مالی را در تحقق اهداف عملیاتی دولت بررسی و مورد ارزیابی قرار دهند.
4-   سیستم حسابداری دولتی ابزار قابل ملاحظه ای برای ارزیابی كارائی مدیران اجرایی به حساب می آید. سیستم حسابداری دولتی از سیستم بودجه بندی پیروی می نماید و اطلاعات مالی را با اطلاعات مالی قابل پیش بینی شده در بودجه مقایسه و به افشای انحرافات مطلوب و یا نامطلوب بودجه می پردازد.
          به عنوان مثال در سیستم بودجه بندی عملیاتی كه یك سیستم بودجه بندی پیشرفته است، بهای تمام شده یك فعالیت یا پروژه با قیمت ها ی استاندارد پیش بینی و در بودجه سالانه منظور می شود. سیستم حسابداری دولتی به پیروی از سیستم بودجه بندی عملیاتی، اطلاعات مالی واقعی مربوط به بهای تمام شده فعالیت یا پروژه را جمع آوری نموده و پس از طی مراحلی با بهای تمام شده استاندارد مقایسه و انحرافات مطلوب یا نامطلوب را نشان می دهد. لازم به توضیح است كه انحرافات مطلوب در مورد بهای تمام شده طرح یا پروژه و یا فعالیت به پائین بودن بهای تمام شده واقعی در مقایسه با بهای تمام شده پیش بینی شده می گویند، به شرط آنكه در كیفیت طرح، پروژه یا فعالیت تغییری حاصل نشود. در این صورت می توان كاهش بهای تمام شده واقعی را به شرط ثابت بودن قیمت كالاها و خدمات مورد نیاز، نتیجه مدیریت صحیح بر اجرای پروژه ها، طرحها و فعالیتها دانست.
5-   یكی دیگر از موارد استفاده حسابداری دولتی، ایجاد ارتباط صحیح بین واحدهای اجرائی دولت می باشد. از طریق سیستم جسابداری دولتی اطلاعات مالی مورد نیاز واحدهای اجرایی دولت تامین می گرددو این اطلاعات بر حسب نیاز بین واحدهای اجرایی دولت مبادله می شود.

استفاده كنندگان حسابداری دولتی:
الف: استفاده كنندگان داخل سازمان مانند:‌
1-   مسئولین برنامه ریزی :
         مسئولین برنامه ریزی هر سازمان دولتی برای هر چه بهتر تنظیم كردن بودجه سالانه سازمان از اطلاعات مالی واقعی یا عملكرد بودجه استفاده می نمایند. لذا امور مالی سازمان دولتی اطلاعات واقعی در مورد اجرای بودجه سالانه را در اختیار مسئولین برنامه ریز قرار می دهد.
2-   وزیر یا رئیس موسسه:
         اطلاعات مالی وزارتخانه یا موسسه بصورت خلاصه در اختیار وزیر یا رئیس موسسه قرار می گیرد تا به نحوی از جریان امور مالی سازمان تحت مسئولیت خود مطلع شوند و به ترتیبی بر فعالیتهای مالی و كارائی مدیران اجرایی نظارت نمایند.
3-   مدیران سطوح میانی:
         این مدیران متناسب با نیاز از اطلاعات حسابداری و مالی برای برنامه ریزی واحد تحت سرپرستی خود استفاده می كنند .
4-   بازرسان و حسابرسان داخلی:
         بازرسان و حسابرسان داخلی سازمان دولتی برای ارزیابی تاثیر كنترلهای مالی و گزارش آن به مقامات مجاز وزارتخانه یا موسسه دولتی به طریقی از خدمات حسابداری استفاده می كنند.
ب: استفاده كنندگان خارج از سازمان یا وزارتخانه :
1-   هیات دولت:
         هیات دولت بمنظور نظارت و كنترل سازمانهای دولتی از اطلاعات مالی و حسابداری استفاده می كند.
2-   مجلس نمایندگان :
         نظارت پارلمانی در ایران از طریق گزارش تفریغ بودجه كه توسط دیوان محاسبات كشور تهیه می شودصورت می گیرد. گزارش تفریغ بودجه براساس صورتحساب عملكرد سالانه بودجه كل كشور تنظیم می شودو صورتحساب عملكرد سالانه بودجه از تلفیق اطلاعات مالی استخراج شده از صورتحسابهای سالانه دستگاه دولتی حاصل می گردد. بنابراین نمایندگان مجلس هر كشور از سیستم حسابداری دولتی برای نظارت بر اجرای بودجه سالانه دولت و در نهایت كنترل برنامه های مصوب دولت استفاده می نمایند.
3-   حسابرسان مستقل
         طبق اصل 55 قانون اساسی دیوان محاسبات كشور مسئول رسیدگی به حسابهای وزارتخانه ها و موسسات و شركتهای دولتی است. و نتیجه این حسابرسیها در گزارش تفریغ بودجه منعكس و به اطلاع نمایندگان مجلس می رسد. بنابراین حسابرسان دیوان محاسبات كشور به عنوان حسابرس مستقل نیز از حسابداری دولتی در جهت پیشبرد اهداف خود كه همان حراست از بیت المال است استفاده می نمایند.
4-   مردم:
         عموم مردم نیز از طریق دسترسی به گزارش تفریغ بودجه كه حاصل حسابرسیهای انجام شده دیوان محاسبات كشور، از چگونگی اجرای بودجه سالانه دولت مطلع می شوند پس عموم مردم نیز از اطلاعات مالی و حسابداری استفاده می كنند.

مبانی حسابداری
مبانی حسابداری یعنی اینكه درآمدها و هزینه ها را در چه زمانی شناسایی و در دفاتر حسابداری ثبت نمائیم.
به بیانی ساده تر مبنای حسابداری یعنی استفاده از یكی از روشهای زیر برای شناسایی و ثبت درآمد و هزینه در دفاتر حسابداری:
الف- روش شناسایی و ثبت درآمد و هزینه در زمان وصول وجه درآمد یا پرداخت هزینه.
ب- روش شناسایی و ثبت درآمد و هزینه در زمان تحقق یا ایجاد درآمد و یا در زمان تحقق یا ایجاد هزینه، صرفنظر از زمان دریافت وجه درآمد یا پرداخت وجه هزینه.
ج- روش شناسایی و ثبت درآمد در هنگام وصول وجه بدون توجه به زمان تحصیل یا تحقق درآمد و شناسایی و ثبت هزینه در موقع تحقق یا ایجاد هزینه بدون توجه به زمان پرداخت وجه هزینه.

مبنای نقدی
حسابداری نقدی یك سیستم حسابداری است كه اساس آن بر دریافت و یا پرداخت وجه نقد استوار است و هر گونه تغییر در وضعیت مالی موسسه مستلزم مبادله وجه نقد است . درآمد زمانی شناسایی و در دفاتر ثبت می گردد كه وجه نقد آنها دریافت شود و هزینه ها زمانی شناسایی و ثبت می شوند كه وجه آنها به صورت نقد پرداخت گردد.

هزینه          **
            بانك           **
بانك          **
            درآمد         **



مبنای تعهدی :
الف- شناسایی و ثبت درآمدها :
درآمدها در زمانی كه تحصیل می شوند یا تحقق می یابند مورد شناسایی قرار گرفته و در دفاتر حسابداری منعكس می گردند. در این مبنا زمان تحصیل یا تحقق درآمد هنگامی است كه درآمد به صورت قطعی تشخیص می شود و یا بر اثر ارائه خدمات حاصل می گردد. لذا زمان وصول وجه در این روش مورد توجه قرار نمی گیرد.
شهریه دریافتنی          **
                 درآمد                    **
بانك                      **
                شهریه دریافتنی         **

ب- شناسایی و ثبت هزینه ها :
در حسابداری تعهدی مبنای شناسایی و ثبت هزینه ها، زمان ایجاد و یا تحقق هزینه هاست به بیانی دیگر زمانی كه كالا تحویل می گردد و یا خدمتی انجام می شود، برای موسسه معادل بهای تمام شده كالای تحویلی و یا خدمت انجام یافته بدهی قابل پرداخت ایجاد می شود.
هزینه                           **
                  اسناد هزینه پرداختنی        **
اسناد هزینه پرداختنی        **
                   بانك                           **


مبنای نیمه تعهدی :
در این سیستم حسابداری هزینه ها بر مبنای تعهدی و درآمدها بر مبنای نقدی شناسایی و در دفاتر ثبت می شوند. این سیستم تركیبی از دو مبنای تعهدی و نقدی است. بنابراین با رعایت اصل محافظه كاری در حسابداری توصیه شده است كه در ثبت و شناسایی درآمدها از مبنای نقدی استفاده شود.
بانك                      **
                  درآمد                   **
هزینه                    **
                 بانك                     **
                 حسابهای پرداختنی    **

مبنای تعهدی تعدیل شده :
هزینه ها در هنگام ایجاد، شناسایی و بر مبنای تعهدی كامل در دفاتر ثبت می شوند. لیكن درآمدها در این مبنا بر حسب ماهیت آنها به دو دسته تقسیم می شوند. درآمدهایی كه قابل اندازه گیری بوده و در عین حال در دسترس باشند و لذا در زمان كوتاهی پس از تشخیص قابل وصول خواهد بود. این قبیل درآمدها با استفاده از حسابداری تعهدی شناسایی و در دفاتر ثبت می شوند.
شهریه دریافتنی          **
                    درآمد                     **
بانك                      **
                    شهریه دریافتنی         **

دسته ای دیگر از درآمدها فاقد ویژگیهای فوق بوده، لذا اندازه گیری و تشخیص آنها مشكل و عملا غیر ممكن می باشد و یا وصول آنها در مدت كوتاهی پس از تشخیص امكان پذیر نمی باشد، این قبیل درآمدها با استفاده از حسابداری نقدی شناسایی و در دفاتر ثبت می گردند.
مبنای نقدی تعدیل شده :
درآمدها هم در مبنای نقدی كامل و هم در مبنای نقدی تعدیل شده فقط در زمان وصول وجه شناسایی و در دفاتر ثبت می شوند. تفاوت در شناسایی هزینه هاست . شرط لازم و كافی برای شناسایی و ثبت هزینه در مبنای نقدی كامل منحصرا پرداخت است و این موضوع موجب اشكالاتی در شناسایی دقیق هزینه و تفكیك آن از سایر پرداختها می شود، زیرا هر پرداختی لزوما هزینه نیست، به عنوان مثال در قانون محاسبات عمومی كشور چهار نوع پرداخت شامل هزینه، پیش پرداخت، علی الحساب و تنخواه گردان پرداخت تعریف شده است. در هر یك از تعاریف مشخصاتی ارائه گردیده كه آنها را از هم متمایز می نماید، به این ترتیب در نظام مالی ایران كه پرداختها را از همدیگر تفكیك نموده است استفاده از مبنای حسابداری نقدی كامل در مورد هزینه ها كاربردی قانونی ندارد به همین دلیل مبنای نقدی مختصر اصلاح شده و متناسب با تعریف قانونی هزینه به كار گرفته شده است.
سیستم حسابداری مورد توجه قانون محاسبات عمومی كشور در مورد پرداختها یك سیستم نقدی تعدیل شده است، لیكن در خصوص شناسایی و ثبت دریافتها كاملا نقدی است. بعبارت ساده تر ثبت و شناسایی هزینه یا خرج طبق قانون محاسبات عمومی كشور مستلزم تحقق دوشرط لازم و كافی است:
 
        الف- تحویل كالا یا انجام خدمات
        ب- پرداخت به صورت قطعی

این دو شرط دلیل قانع كننده برای اثبات بكارگیری مبنای حسابداری نقدی تعدیل شده  در مورد شناسایی و ثبت هزینه است. عدم تحقق هر یك از شرایط فوق مفهوم هزینه را تغییر خواهد داد. به عنوان مثال اگر كالا تحویل شود یا خدمت انجام گردد لیكن پرداخت صورت نگیرد هیچ هزینه ای شناسایی نمی شودو انعكاسی در دفاتر نیز نخواهد داشت. نیز اگر وجهی پرداخت شود لیكن كالا یا خدمت تحویل نگردد نوع دیگری از پرداختها تحقق یافته است كه در ماده 28 قانون محاسبات عمومی كشور عنوان پیش پرداخت را بخود اختصاص داده است.
با این ترتیب مفهوم هزینه در قانون محاسبات عمومی كشور عبارتست از بهای پرداخت شده كالایی كه تحویل شده و یا خدمتی كه انجام گرفته است. این مفهوم هزینه با سیستم حسابداری نقدی تعدیل شده سازگار است. در صورتیكه مفهوم هزینه در سیستم حسابداری تعهدی كامل یا تعهدی تعدیل شده عبارتست از بدهیهای قابل پرداخت بابت كالای تحویل شده یا خدمت انجام شده كه لزوما پرداخت آن همزمان صورت نگرفته است.

بودجه بندی :
آنچه كه بعنوان بودجه بندی معروف است، تبدیل برنامه های كوتاه مدت (معمولا یكساله) موسسه یا سازمان به زبان پول می باشد.

كنترل بودجه:
بخش مهمی از وظیفه كنترل بودجه، از طریق مقایسه ارقام بودجه بندی شده با نتایج واقعی عملیات، صورت می گیرد. مقایسه عملكرد واقعی با بودجه مصوب و تجزیه و تحلیل انحرافات را كنترل بودجه می نامند.صرف        مقایسه ارقام بودجه با ارقام ناشی از عملكرد واقعی، نشاندهنده  موفقیت یا عدم توفیق واحدهای اجرایی در رسیدن به اهداف تعیین شده نیست. لذا در ارزیابی عملكرد موسسه به دو مفهوم ذیل بایستی توجه كرد:
مفهوم كارایی و اثر بخشی در بودجه :
شاخصی كه عملكرد سازمان را در قیاس با استانداردها و معیارهای از پیش تعیین شده نشان می دهد، در حالی كه اثر بخشی درجه توفیق سازمان را در انجام ماموریت به نحو مطلوب و در راستای اهداف موسسه ، ارزیابی می كند.
امكان تجزیه و تحلیلهای فوق زمانی فراهم می شود كه موسسه دارای یك سیستم مناسب بهای تمام شده بوده و اقلام درآمد و هزینه نه تنها براساس مراكز مسئولیت بلكه براساس فعالیتهای فرعی این مراكز جمع آوری، ثبت و گزارش شود.
مراحل اساسی در تهیه بودجه بر مبنای صفر:
1-   شناسایی و تعریف هر یك از فعالیتهای سازمان در یك " مجموعه تصمیم گیری" 
2-   تجزیه و تحلیل، ارزیابی و رتبه بندی این " مجموعه ها" و تعین اولویت آنها براساس تحلیل هزینه و فایده
3-   تخصیص منابع با توجه به رتبه بندی و اولویت هر یك از مجموعه ها
تصمیم در ساخت یا خرید:
تصمیم در مورد اینكه كالایی را در داخل موسسه ساخت یا آن را از تولید كنندگان دیگر خریداری كرد به عوامل كیفی و كمی بستگی دارد. عوامل كیفی شامل اطمینان از مرغوبیت كالای تولیدی و همچنین حفظ روابط بلند مدت تجاری  با تامین كنندگان كالای مصرفی موسسه است. اما عوامل كمی عمدتا به بهای تمام شده كالای مورد نظر مربوط می شود.
 
نقطه سر به سر:
بعضی از اقلام بهای تمام شده با افزایش یا كاهش حجم تولید رابطه داشته و متناسب با آن تغییر می كند، این اقلام را هزینه های متغیر می نامند(مانند هزینه مواد اولیه )
برخی دیگر از اقلام كه در مقابل تغییرات سطح فعالیت، ثابت هستند هزینه های ثابت می نامند( مانند هزینه اجاره كارگاه)
نقطه سربه سر، سطحی از تولید و فروش است كه درآن درآمد حاصل از تولید و فروش مساوی هزینه های ثابت و متغیر موسسه است یعنی در این سطح از فعالیت جمع هزینه ها با جمع درآمد مساوی بوده و واحد تجاری سود وزیانی ندارد.


   
   هزینه های ثابت    هزینه های متغیر
   سطح تولید                                                  سطح تولید




حسابداری بهای تمام شده:
چه چیزی را به چه قیمتی به دست آورده ایم؟ پاسخ این سوالات در حسابداری به وسیله تكنیكها و روشهایی داده می شود كه به آن حسابداری بهای تمام شده یا حسابداری صنعتی می گویند.
شناخت و طبقه بندی صحیح هزینه ها، تعیین محل وقوع آنها و تخصیص درستشان به انواع فعالیتهای سازمان و نهایتا تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده را می توان به عنوان هدف اصلی سیستم بهای تمام شده ( صنعتی ) نامید.
-   قبول یا عدم قبول سفارش مشتریان
-   تعیین قیمت فروش محصولات
-   تولید یا عدم تولید یك محصول خاص
-   افزایش یا كاهش حجم تولید محصولات
-   ایجاد یك خط تولید جدید و یا توسعه واحد صنعتی
-   حذف و یا ایجاد تغییر در خط تولید موجود
-   تغییر در كیفیت محصولات و یا تغییر در فرآیند تولید

تصمیم گیری در مورد هر یك از موارد فوق و دهها مورد دیگر از این قبیل، بدون داشتن یك سیستم مناسب حسابداری بهای تمام شده، اگر غیر ممكن نباشد، بدون شك خالی از اشكال نخواهد بود. محاسبه بهای تمام شده در بدو امر كاری ساده به نظر می رسد. چرا در هر موسسه تولیدی، حداقل برای محاسبه سود و زیان سال، ناچارند كه هزینه ها را ثبت و در مقابل درآمدها قرار دهند. حال كافی است كه مشخص شود در طی سال چه محصولاتی و با چه كمیتی تولید شده است كه با تخصیص این هزینه ها به تولیدات، قیمت تمام شده هر محصول بدست خواهد آمد. آنچه كه گفتیم، اساس كار حسابداری بهای تمام شده است ولی انجام این كار به مراتب از گفتن آن مشكل تر است!!



در سازمانهای دولتی انجام حسابداری بهای تمام شده بمراتب پیچیده تر است چون ما بایستی به سوالات مشكلی پاسخ دهیم از جمله:
-   آیا تاثیر تمام سرمایه گذاریهای سنوات گذشته در اقلام سرمایه ای و منابع انسانی سازمان در تعیین بهای تمام شده كالا یا خدمت سالجاری لحاظ شده است؟
-   آیا میزان استهلاك اقلام سرمایه ای و منابع انسانی فوق الذكر در محاسبات ما منظور شده است؟
-   آیا تاثیر سرمایه گذاری سالجاری در اقلام سرمایه ای و تكنولوژی و منابع انسانی در بهای تمام شده كالاها و خدمات سالهای آتی بتفكیك مشخص شده است؟
-   آیا سازمانهای دولتی رقبایی در بازار برای تولید خدمات و كالاهای مشابه دارند كه بتوان از بهای تمام شده كالا یا خدمات آنها بعنوان مقیاس استفاده كرد؟
-   آیا بخش خصوصی تمایلی به سرمایه گذاری در تولید كالا یا خدماتی كه توسط سازمانهای دولتی انجام می شود دارند؟
-   آیا دلایل پاسخ مثبت یا منفی بخش خصوصی به سوال فوق بررسی و مشخص شده است یا خیر؟

پاسخ به سوالات فوق و دهها سوال دیگر علاوه بر سوالات مشترك با بخش خصوصی در زمینه تعیین بهای تمام شده باعث پیچیده تر بودن این موضوع در سازمانهای دولتی شده است كه پاسخ به آنها مستلزم هزاران نفر ساعت كار بی وقفه و مستمر كارشناسان خبره دارد.

روشهای طبقه بندی هزینه ها:
الف: طبقه بندی هزینه ها به تفكیك عوامل اصلی بهای تمام شده
موسسات تولیدی در جریان عملیات خود، مواد اولیه را با كمك تكنولوژی و كار نیروی انسانی به محصول تبدیل می كنند . پس عوامل تشكیل دهنده بهای تمام شده محصولات یك موسسه تولیدی را می توان در سه بخش كلی هزینه مواد، هزینه كار و هزینه سربار طبقه بندی كرد.
ب: طبقه بندی هزینه ها به مستقیم و غیر مستقیم:
هزینه های مستقیم هزینه های هستند كه بتوان آنها را به سهولت به واحد محصول تخصیص داد مثل هزینه مواد اولیه، هزینه پرسنلی كه مستقیما با مواد و ماشین آلات سازنده محصولات كار می كنند و بقیه هزینه ها غیر مستقیم تلقی می شوند یعنی هزینه های مواد اولیه و پرسنلی كه در تعریف فوق به صورت مستقیم تلقی نمی شوند.
ج: طبقه بندی هزینه های متغیر و ثابت
د: طبقه بندی هزینه ها با توجه به وقایع سازمانی : هزینه های تولیدی – خدماتی - اداری – فروش
ه: طبقه بندی هزینه ها به روش تركیبی: در سطح حسابهای كل از یك روش و در سطح حسابهای معین از دیگر روشهای طبقه بندی هزینه ها استفاده كرد. 

مراكز هزینه :
عملیات ساخت محصول در یك موسسه تولیدی ممكن است توسط قسمتهای مختلفی صورت گیرد در این حالت هر قسمت،مسئولیت بخشی از فرآیند تولید را بعهده داشته و محصول با عبور از این قسمتها بتدریج تكمیل شده ونهایتا بصورت محصول آماده برای فروش در می آید. بمنظور كنترل هزینه های تولید ومحاسبه بهای تمام شده محصولات به شكلی كه بتوان مشخص كردكه هر یك از قسمتهای تولید چه مبلغی از عوامل تشكیل دهنده بهای تمام شده را به خود اختصاص داده اند،می بایست این قسمتها به دقت شناسایی شوند. در حسابداری صنعتی هر یك از این قسمتها را مركز هزینه می نامند. تعیین مراكز هزینه باید بنحوی صورت گیرد كه تخصیص هزینه ها به آنها امكان پذیر بوده و حوزه مسئولیت سرپرستان این مراكز مشخص باشد. در حسابداری بهای تمام شده اصطلاح مركز هزینه به هر یك از واحدها و قسمتها اعم از تولیدی، پشتیبانی، اداری و فروش اطلاق می شود. مراكز پشتیبانی، خدماتی- سرویس دهنده مانند مراكز تهیه آب و برق و گاز، تعمیرگاهها و انبارها. این مراكز با خدمت خود عملیات تولید را تسهیل می كنند و بدون وجود آنها اصولا عمل تولید امكان نخواهد داشت .

انواع هزینه ها در هر یك از مراكز هزینه:
اولین گام در جهت محاسبه بهای تمام شده محصولات، جمع آوری هزینه های انجام شده در هر یك از مراكز هزینه است.
الف: هزینه مواد اولیه : هر ماده ای كه در تولید محصول نقش مستقیم داشته و قسمتی از محصول نهایی را تشكیل دهد، ماده اولیه نام دارد. برخی مواد را در فرآیند تولید نقش كمكی و تسهیل كنندگی را دارند نمی توان بعنوان مواد اولیه طبقه بندی كرد بلكه آنها سایر هزینه های تولید محسوب می شوند.
ب: هزینه كار: مثل هزینه های حقوق و دستمزد نیروی انسانی بكار گرفته شده كه می تواند بصورت هزینه كار واقعی " لیست حقوق" و هزینه كار جذب شده باشد.
ج : هزینه سربار : مثل هزینه استهلاك – سوخت – تعمیرات ماشین آلات – هزینه مواد و كار غیر مستقیم و بطور كلی هزینه های مراكز خدماتی كه مجموعا هزینه های سربار یا بالاسری می نامند.


درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.